فردوس ...

کارگران مشغول کارند.حال داشته باشند قالب را تغییر خواهند داد

اول مرداد

اول مرداد است. 

15سال پیش با علاقه ای خارج از وصف، در اینجا مطلب نوشتم. آغازین مطلب بود.
به سبک و سیاق بعضی نوشتارهای آن زمان.
وبلاگ فارسی زمانی، به اعتقاد من،  کارکردی داشت مشابه شبکه های اجتماعی الان. 
در حد و مقتضیات خودش پر رفت و آمد و شلوغ.

صفحه نظرات مطالب بخش مهمی در یک وبلاگ بود و شاید نشان از محبوبیت و اهمیت نویسنده مطلب.
اگر کسی حوصله کند و مطالب آن زمان را از بایگانی بعضی وبلاگهای پیر استخراج کند شاید میزان پربار و مفید بودنشان را  سطح پایین ارزیابی کند اما آنها مهم بودند. 
در حد آن زمان و شرایطش مهم بودند.

حالا سالها گذشته است. فیسبوک آمد و اوج گرفت و رو به افول گذاشت.
بعد نوبت راه های ارتباطی جدیدتری شد مثل وایبر که آن هم چراغش کم سو شد.
و الان زمان جولان تلگرام است.
کی و چطور این یکه تاز عرصه ارتباطات مجازی خسته و کم توان خواهد شد معلوم نیست ولی این را می خواهم بگویم که با همه این ابزار و فن آوریها باز هم تولید محتوا در کشور ما چیزی نیست که باید باشد .

 

+ فردوس ; ٦:٢٦ ‎ق.ظ ; ٢ امرداد ۱۳٩٦
comment افاضه بفرماييد ()

 

 

کجاست همنفسی تا بشرح عرضه دهم
حکاکی روی سنگ
از غلامحسین بهرامی نژاد - بهرام 1386

+ فردوس ; ۱٠:۱٤ ‎ب.ظ ; ٢٩ امرداد ۱۳٩٤
comment افاضه بفرماييد ()

کربلا

خبرهایی می رسد که شاید خوشحال کننده باشد اما به شخصه نگران هستم. بازسازی عتبات!

این صدای ضعیف به جایی نخواهد رسید اما ناگزیرم که بگویم: آقایان! قسمتان می دهم ساختمان سازی و نوسازی ( شما بخوانید خرابکاری) حرم های شریف عراق را بی خیال شوید. 

شما کارنامه های ناموفقی دارید، این باقی مانده هنرهای پیشینیان را محو نکنید.

نمای حرم ثامن الحجج (ع) را از بین بردید بس نیست ؟ 

مونوریل را از مقابل حرم حضرت معصومه (س) عبور می دهید بس نیست؟

سالهاست داربست روی گنبد مسجد اعظم قم و گنبد مرقد امام جمع نشده ، حتی قادر به تکمیل مصلی در پایتخت نیستید، با چه کارنامه ای دست به این کار مهم می زنید؟ 

با  هتل های خشن و بناهای بی روح ، لطمه به زیبایی های بناهای مذهبی زده اید، دیگر بی خیال بالا بردن ارتفاع گنبد سالار شهیدان شوید. 

شما نمی توانید مانند صحن گوهرشاد بسازید، شما قادر به آفرینش هنرهای تحسین برانگیز مساجد اصفهان نیستید... 

بس کنید. 

چنان ارتفاع هتل ها و آپارتمان ها را بالا خواهید برد که دیگر گنبدی دیده نشود. 

چنان نمایشی کار خواهید کرد که صحن بی روحی مانند صحن بزرگ رضوی خواهید ساخت.

شاید در آینده این تصویر ارزش زیادی پیدا کند :

بین الحرمین

 

راهی دیگر و دلهایی دیگر برای این کار لازم است. 

ساخت و ساز

 

( شاید این یادداشت را تکمیل تر کنم ) 

+ فردوس ; ٢:۳٢ ‎ب.ظ ; ٢۱ آذر ۱۳٩۳
comment افاضه بفرماييد ()

خلوص

از این مداحان و ذاکران مشهور کسی را سراغ دارید که - محض رضای خدا - یک سال هم به یکی از شهرهای دور افتاده برای ایام محرم رفته باشد ؟ 

+ فردوس ; ٤:٠٥ ‎ب.ظ ; ۱٠ آبان ۱۳٩۳
comment افاضه بفرماييد ()

شکوه ای نیست فقط بار غمم افزون شد

 

گر چه دانم که نمی‌یابیش ای مردم چشم

باش با اشک من و روی زمین می‌پیما

در قیامت مگرش باز ببینم که فتاد

در میان فاصله ما را، ز بقا تا به فنا

رسم پیغام و خبر نیست ، مصیبت اینست

به دیاری که سفر کرد سفر کردهٔ ما

به چه پیغام کنم خوش دل آزردهٔ خویش

از که پرسم سخن یار سفر کرده خویش

یاد و صد یاد از آن عهد که در صحبت یار

خاطری داشتم از عیش جهان بر خوردار

نه مرا چهره‌ای از اشک مصیبت خونین

نه مرا سینه‌ای از ناخن حسرت افکار

خاطری داشتم القصه چو خرم باغی

لاله عیش شکفته گل شادی بر بار

آه کان باغ پر از لاله و گل یافت خزان

لاله‌ها شد همه داغ دل و گلها همه خار

برسیده‌ست در این باغ خزانی هیهات

کی دگر بلبل ما را بود امید بهار

بلبلی کش قفس تنگ و پروبال شکست

به چه امید دگر یاد کند از گلزار

شب هجران چه دراز است خصوصا این شب

کاش روزی ز پس این شب هجران بودی

چه قدر گریه توان کرد در این غم به دو چشم

کاش سر تا قدمم دیده گریان بودی

 

+ فردوس ; ۱٢:٤٠ ‎ق.ظ ; ۱٧ امرداد ۱۳٩۳
comment افاضه بفرماييد ()

شروع

سال نو ، نزدیک است 

در تب و تاب عید 

خوشحالند که روز نو می شود و سال هم نو،

خوشحالی شان برقرار!

...

صفحات پشت سر زیادتر شد و صفحات پیش رو ، کمتر.

 

آغاز امسال با آغاز سال قبل برایم فرق دارد: 

پارسال ، سال تحویل، پدر بود؛

امسال ، سال تحویل ، پدر نیست!

...

سال رنج، سال سخت ، سال غم! 

خوشحال باید بود از گذشت سال بدخاطره، یا غمگین از شروع سالی بدون پدر؟

نمی دانم!

...

سالی گذشت و صدای زندگی بخش و صورت رنج کشیده اما فکور و مهربانش را نشنیدیم و ندیدیم دیگر،

اما... .

..قدر بدانید که ناگهان دیر می شود..

پدر و مادر با هیچ کس وهیچ چیز عوض شدنی نیستند... 

...

امسال، موقع تبریک گفتن،یادتان باشد که  بعضی از همین دلخوشی کوچک محروم ماندند... پس دستانشان را گرم تر بوسه دهید... 

امسال، در لحظه سال تحویل، برای درگذشتگان هم، طلب آمرزش و راحتی روح کنیم..

 

 

 

سال نو مبارک.

 

 

 

 

 

+ فردوس ; ٦:۱٩ ‎ق.ظ ; ٢٩ اسفند ۱۳٩٢
comment افاضه بفرماييد ()

سال نو

امسال وقتی آغاز شد هنوز وجود پدر را حس می کردم

اما شروع سال نو برایم خیلی سخت است ، 

سال نو ، 

بدون پدر ! 

بدون صدای دلگرم کننده 

بدون توان ..

یادم هست که پارسال این موقع ، نهال کاشته بودید، مثل هر سال 

اما نهال های تازه هم 

با رفتن شما 

خشک شدند...خشک 

+ فردوس ; ۱:٥٥ ‎ب.ظ ; ٢٩ بهمن ۱۳٩٢
comment افاضه بفرماييد ()

هجر

قریب 6 ماه شد که از دیدن و شنیدن محرومم.

حیف و صد حیف! 

حتی تابستان هم می تواند زمستان شود 

همانطور که بهار، پاییز شد.

حتی از آرامش عصرهای پنجشنبه و صبح جمعه دارالسلام هم محرومم

همانطور که از خیلی چیزهای دیگر ...

چه بد است روزمرگی و چه بد است بی لیاقتی...

من فقط نامی به ارث بردم و ... 

همین

+ فردوس ; ۳:٢٧ ‎ب.ظ ; ٢٩ شهریور ۱۳٩٢
comment افاضه بفرماييد ()

باز هم پدر

اعتراف می کنم که فرزند بهتری می توانستم برای پدر باشم.

حداقل به نسبت برادرانم ، خیلی موفق نبودم.

حتی لیاقت مراقبت از پدر را در روزهای پایانی نداشتم ( موهبتی که بیشتر نصیب خواهرزاده های مهربانم شد).

همین باعث دردی است که هنوز آثار آن بر وجودم سنگینی می کند.

گاهی که یاد پدر می کنم یا نگاهم به تصویرش می افتد ، درد شروع می شود.

چه می دانستم آن روز ، آخرین ملاقات من با پدر خواهد بود؟

همیشه فکر کرده ام که آخرین لحظه ها باید غیر عادی یا جوری دیگر باشند.

اما آخرین ملاقات من و پدر مثل سایر روزهای اقامتش در بیمارستان بود و همین مرا بیشتر به هم می ریزد.

اگر می دانستم قرار است چند روز دیگر پدر را ، پشتگرمی ام را ، مایه فخر و مباهاتم را از دست بدهم شاید ملاحظات پزشکی را کنار می گذاشتم و حداقل یک لیوان آب به دستش می دادم.

چه راحت ، بعضی کارهای ساده برایمان آرزویی دست نیافتنی می شود.

پدر!
گذشت زمان، پذیرش نبودنتان را سخت تر می کند.

نمی دانم آن روز چه طور با آن خبر ناگوار کنار آمدم که امروز چنین بی تاب شنیدن صدا و محتاج یک نگاهتان شده ام.

کاش با من بیشتر سخن می گفتید پدر!

حسرتم ابدی شد.

 

 

 

روحت شاد است شادتر باشد.

+ فردوس ; ٤:٠٠ ‎ق.ظ ; ۱٥ امرداد ۱۳٩٢
comment افاضه بفرماييد ()

11 خرداد

امروز زادروز پدر بود

زنگ زدم به گوشی بابا

صدایی آمد : " دستگاه مشترک مورد نظر خاموش می باشد لطفاً بعداً تماس بگیرید"

....

کدام بعداً ؟

می دانم که دیگر

صدای گرم و جاندار بابا را از آن گوشی نخواهم شنید...

تولدت مبارک بابا ، امسال روز پدر را سخت گذراندم ، سخت سخت ...

 

 

 

 مگر به خواب ببینم که در کنار منست

 

رب هب لی الصبر و ارفع درجاته
شادی روح درگذشتگان همه ، صلوات

 

+ فردوس ; ۱٢:٥٤ ‎ب.ظ ; ۱۱ خرداد ۱۳٩٢
comment افاضه بفرماييد ()

← صفحه بعد