‏فردوس
قالب اين وبلاگ فقط با اينترنت اکسپلورر سازگار است و بس
٢٤ دی ۱۳٩٠
هزینه های کارشناسی

کاری که به آن مشغولم به این نحو است که اگر پس از اجرا و اتمام، موارد عنوان شده و مد نظر در هنگام شروع برآورده نشود،پس از ارزیابی مجدد مبلغی از قرارداد کسر می شود( به نوعی جریمه می شویم ).

حالا چرا در سطح کلان چنین چیزی وجود ندارد را نمی دانم!

کلی هزینه تراشی برای یک طرح مثلاً کارشناسی شده انجام می گیرد اما بعد که با شکست مواجه شد انگار نه انگار!

طرح انتقال کارمندان و تغییر پایتخت از آن دست است ...

چقدر دیگر هم هست ....

حالم بد می شود دیگر از شنیدن واژه کارشناسی شده ... 



٧ آذر ۱۳٩٠
محرم و ما

اول :

 داستان موسی -ع- و شبان را می دانم ، اینکه اولیاء ا... و بالاخص ائمه هدی (ع)، دست رد به سینه کسی نمی زنند را هم می دانم اینکه کریمند و پذیرای ابراز محبت علاقمندانشان را هم می دانم و اینکه آنها با دیده ای دیگر به روی آوران درگاهشان می نگرند را هم می دانم اما...

بالاخره ما هم وظیفه ای داریم و آدابی را باید رعایت کنیم .. که گفته اند برای ما زینت باشید...

با نوحه هایی که قبلاً ملودی شان و اخیراً متن اشعارشان برگرفته از آثار موسیقیایی آنچنانی است

با سر و کله زدن برای گرفتن غذای نذری ( تو بگو مجانی!!)

با پوشیدن لباس مشکی و در همان موقع تعریف کردن و خندیدن به شنیع ترین لطیفه ها

با صدای انکر الاصوات مزاحم مردم شدن

با ایجاد مزاحمت و بستن راه مردم

با راه بردن و حمل صلیب های سنگین فاقد پشتوانه سنتی و ...

با دروغ بستن به اهل بیت و روضه رمانتیک و من درآوردی

با فرستادن پیامک های تکراری مثلاً احساسی

با تسویه حساب ها در روضه ها و نقل احادیث و روایات

با ماشین نوشته ها و تخلفات رانندگی

با ....

(لحظه ای اگر بیشتر فکر کنید ، شما هم می توانید این فهرست را ادامه دهید و بیشترش کنید ...)

با این ها محرم گرامی داشته می شود ؟

با این ها برای ائمه زینت و افتخاریم ؟

دوم :

مدتهاست دیگر نوحه ها جذبم نمی کنند و هنوز هم کارهای قدیمی و انگشت شمار کارهای جدید را دوست دارم . چون قدیم هنر نذر می کردند و حالا با ابزار ، زوری می زنند مگر اینکه بازاری گرم شود و کاش بشود.

ترانه : یک شب بیا منزل ما ... ای دلبر خوشگل ما   را چه به محرم ؟

با این شعر عارف بجنوردی مقایسه اش کنید (که قبلاً با صدای آقای ترابی در اینجا گذاشته بودم  )

مقصود او فشاندن جان عاشقانه بود 
با دشمنان محاربه کردن بهانه بود
هل من مغیث گفتن فرزند بوتراب 
بالله که آزمایش اهل زمانه بود

الخ

نوحه ای که به ضرب ساز و دم نوچه و عربده و های و های ساختگی باشد همان اثری را دارد که منبر قیمت از قبل تعیین شده فلان تومانی.

فرق است بین آدم آگاه و آدم نا آگاه. از آدم ناآگاه ولی صاف و ساده خیلی چیزها پذیرفته است ( شبان و موسی -ع-) اما از آدم آگاه چه ؟

آیا کسانی که می دانند با آنان که نمی دانند مساوی اند ؟

فرد آگاه در برابر پوشش، رفتار، گفتار، کردارش مسوول است و عذرش خیلی پذیرفته نیست. 


 

 

 



۱٧ مهر ۱۳٩٠
شخصیت

ساعت گرانقیمتی بر پشت دست بسته بود. (از آن ها که نامش به تنهایی ، یک اختلاس* قیمت دارد).

پرسیدم : ساعت چند است ؟
...
و او با نگاه کردن به موبایلش زمان را اعلام کرد.!

*. اختلاس،واحد پولی پیشنهادی من به فرهنگستان و بانک مرکزی است برای مقادیر با صفراژ ِ !!! بالا



٢٩ شهریور ۱۳٩٠
پراکنده ها

1- چطور ممکن است که یک فردی مثل جناب استیلی اینچنین با قدرت و پر سرعت در جاده تخریب شخصیتی خودش حرکت کند ؟

به نظر من که آدم مختار است و وقتی می بیند توانایی انجام کاری را ندارد یا حداقل شرایط برایش موجود نیست ، بهتر است کنار بکشد. ( قرار بود آقای کاشانی را هم مثال بزنم اما ایشان گویا استعفا داد )

چقدر آدم با این خصوصیات وجود دارد ؟  - کم نیستند!

 

2- عجب اخلاقی داریم ما ایرانی ها !
دم در چنان تعارف می زنیم که حال همه بد می شود، اما به وقت رانندگی !!! چه عرض کنم ؟!

3- من چکار کنم که مجبور به دیدن اخراجی های 3 نشوم ؟

4- دیشب از حرفهای جباری خوشم آمد و از کنایه های نزدیک به تمسخر فردوسی پور ، دلگیر شدم .

5- عابر پیاده باید جریمه شود !

 

 



٢٧ امرداد ۱۳٩٠
لحظه افطار

صبرتان مأجور ای کسانی که تلویزیون دارید و لحظه افطار را با

مرسی

         مای بی بی

                           و

                               ایزی لایف

                                             سر می کنید!



٢٤ تیر ۱۳٩٠
فیلم اجباری

دیشب،در یک سفر طولانی با اتوبوس بین شهری، توفیق دیدن اخراجی های 3 دست داد.
بدون تعارف ، برای من دیدنش عذاب آور بود!

نچسب و بی مزه، آنقدر که برایم سوال برانگیز بود : چطور به این فروش دست یافته ؟

خلاصه : خستگی سفر دوچندان شد.

 



۳ خرداد ۱۳٩٠
اخیراً

- قبول دارید که اخیراً ریخته شده ؟

- چی قربان ؟ یارانه ها ؟

 

- نه اخوی! منظورم قبح خیلی مسایله .

- ای آقا ! دلت خوشه ها 

 

- !



٢٧ اسفند ۱۳۸٩
من و وب

 این را داشته باشید :

 "یکی از مهم ترین اصول وب2 ،نگاه کردن به وب بعنوان یک پلتفرم است. بر اساس تحقیقات یک شرکت آمریکایی ، بیش از یک میلیارد کاربر در سراسر جهان هستند که رایانه شخصی و به دنبال آن سیستم عامل، نرم افزارهای کاربردی آفیس، و حتی فضایی جهت نگه داری فایل هایشان ندارند، اما کاربر اینترنت هستند و با استفاده از Device های گوناگون مانند موبایلشان و یا با استفاده از کافی‌نت کارهای خود را انجام میدهند. وب2 به نیازهای این افراد پاسخی مستقیم داده است.

     سرویس هایی مانند Google Docs و Zoho.com امکان داشتن نرم افزار Office آنلاین را فراهم کرده اند. سایت های بسیار زیادی برای نگه داری فایل ها تحت وب وجود دارند که نیاز این افراد را به هارد شخصی مرتفع کرده اند، سایت هایی مانند Delicious.com امکان نگه داری بوکمارک های هر فرد را بر روی وب فراهم میکنند. و حتی سایت های متنوعی امکان ویرایش عکس را بر روی اینترنت بوجود آورده اند که این افراد را از داشتن یک نرم افزار ویرایشگر عکس مانند Photoshop بی نیاز میکنند.

    همانگونه که می بینید، وب2 باعث بی نیاز شدن  بسیاری از کاربران از داشتن سیستم عامل شخصی شده است. اینجا بود که مفهومی بنام سیستم عامل جهانی شکل گرفت. کاربران با داشتن یک مرورگر روی هر دستگاهی، و با اتصال به اینترنت میتوانند از کلیه سرویس های لازم جهت کارهای روزمره خود بهره گیرند." *


کاربران با داشتن یک مرورگر روی هر دستگاهی، و با اتصال به اینترنت میتوانند از کلیه سرویس های لازم جهت کارهای روزمره خود بهره گیرند.

حالا مدتی است که فکر می کنم  مغز من هم مبتنی بر وب شده !

بجای حفظ و در خاطر داشتن مطالب بیشمار ، فقط یک کلمه یا عبارت کلیدی را در ذهن نگه داشته ام و با استفاده از آن و به کمک اینترنت و رایانه ، کارم را راه می اندازم !!

در واقع مصداق همان مثل نسبتاً مشهورم : اقیانوسی وسیــــــــــــــــــــع به عمق چند سانت !
... و ذهنی پر از میانبر ( همان shortcut ) های زیاد.

اینکه این حسن است یا عیب، هنوز نمی دانم! اما یاد گذشته ها بخیر که هر چند دایره اطلاعاتمان وسیع نبود اما عمیق بود.

-------

* این مطلب را از اینجا برداشتم.



۱۱ دی ۱۳۸٩
حق الناس

دو هفته قبل از محرم ، برگه ای آوردند دم در که رضایت بدهیم پارکینگ بلوک را موقتاً هیأت کنند برای عزاداری. از اول محرم تا عاشورا یا نهایتاً سیزدهم محرم.
امضا را که زدیم ،۵ - ۶ روز مانده به محرم،برنامه شروع شد.
اعتراض ملیحی! کردیم و پاسخی ملیح تر!! دریافت کردیم که بالاخره مقدمه ای و پیشوازی و ...

رفتیم مسافرت و برگشتیم و پارکینگ همچنان هیأت ماند!

یواشکی پرسیدیم قرار نبود یک دهه باشد ؟؟ و فهمیدیم که تا اربعین و شاید هم آخر صفر!
بعد از آن هم ا... اعلم .



٥ آبان ۱۳۸٩
برهان قاطع

...نقل است که امام فخر رازی با اسماعیلیان میانه ای نداشت .یکی از فداییان به نزد او آمد و  مدتی - شاید هفت ماه-  در محضر امام بود.
در فرصتی مناسب با کارد امام را تهدید کرد و دیگر از وی چیزی علیه اسماعیلیان نشنیدند.
هنگامی که از او علت را پرسیدند ، گفت: آنان برهان قاطع دارند.



[ خانه | بايگاني | رايانامه ]

نقل مطالب و قراردادن لينك سايرين در اينجا به منزله تأييد مطالب آنها نمي باشد © 1381



آمـار