فردوس ...

کارگران مشغول کارند.حال داشته باشند قالب را تغییر خواهند داد

شعر نو

ما باز يك غلطي كرديم رفتيم مثلا شب شعرمنم كه اصلا با اين شعرهاي نامفهوم مشكل دارم.اونا هم با من مشكل دارن.خلاصه يه چيزايي شنيديم كه به همه چي شبيه بود الا شعراسمشم گذاشته بودن شعر سپيد.
وضعيت برخي از مثلا شاعران هم مثل اون دسته از خوانندگانيه كه اگه يه ساز برقي يا حتي غير برقي همراهيشون نكنه...خودشونم از صداشون خجالت مي كشن.
خلاصه ياد اين ابيات افتادم كه :

آن چنان شعر گو كه معني را...............نكند پيچ و تاب مضمون گم
ابــر درهــم فـشـرده نـگــذارد............... كه رسد نور مهــر بر مـردم

« بصير اصفهاني »

و هم چنين :

سخن بايد كه چون از كام شاعر ............درآيد در جهان گردد مسافر
نه زان گونــه كه در خانـه بماند.............. بجز قائل مر اورا كس نخواند
سخن آن گوچه بادشمن چه بادوست..........كه هركه بشنود،گويدچه نيكوست
مگو چيزي كه در دانش نگنجد............ خرد او را به يك جو برنسنجد

« فخر الدين اسعد گرگاني »

+ فردوس ; ۱۱:٥٩ ‎ب.ظ ; ۱ اسفند ۱۳۸۱
comment افاضه بفرماييد ()