قسمت دوم

7- صبحگاه :برنامه نظافت آسايشگاه و راهرو و نظافت شخصي و خلاصه هر چي كه هست ، تموم كه شد با سرعت تمام بايد بري اسلحه تو تحويل بگيري و آماده صبحگاه بشي كه در ميدان اجرا مي شه. گروه موزيك مياد و همه گردان ها و گروهان ها مستقر مي شن و تلاوت قرآن و سرود ملي و نيايش و سرود نيرويي كه در‌ آن خدمت مي كني و... . بعدش هم رژه!حسابي عرق در مياره .مخصوصاً اگه مورد پسند فرماندهان واقع نشه 34.gif ملخص كلام كه : حالگيريه! ولي خوب. ما عادت داريم04.gif

8- كلاس: بله! كلاس هم بايد بريم. اونم تشريفات خاص خودش رو داره. تصور كنيد كلاسي كه همه شاگردانش پوتين و لباس يك دست و سرهايي منور! دارند18.gif.استاد هم، كه معمولاً يكي از همان فرماندهان است ،با پوشش نظامي وارد مي شه. ارشد كلاس بلند مي گه : برپا! ........ به جاي خود!.....خبـــــــــــــر دااااااااار! اينجا همه بايد سيخ سيخكي وايسن.بعد استاد مي گه : آزاد! ارشد هم بلافاصله مي گه : آزاد فرمودند! حالا تا استاد بنشينه يا اجازه نشستن بده صلوات مي فرستين و كلاس شروع ميشه .

9-آمار: معمولاً در سه نوبت آمار گيري ميشه: صبح، قبل از صبحگاه؛ عصر،شامگاه و شب هم قبل از خاموشي كه آمار ( حاضر به خواب ) اخذ مي شه! در هر سه نوبت بايد تشريف داشته باشي و گر نه حال خودت گرفته مي شه!

10- احترامات: تا موقعي كه درجه نگرفتي و در حال گذراندن دورة آموزشي هستي اجازة احترام با دست رو نداري! فقط و فقط با پا! چه جوري ؟ چند حالت داره :

الف- ايستاده ايد و ارشدي از مقابل شما رد مي شود : پا رو محكم به زمين مي كوبي و راست مي ايستيد!
ب - شما در حال حركتيد و يك يا چند نفر ارشد ( يعني كسي كه مافوق شماست ) را رؤيت مي كنيد: نرسيده به آنها و در 6 قدمي ، پاي چپ رو به اندازة 90 بالا آورده و به زمين مي كوبيد، دستها را انداخته و با نگاه كردن به ارشد ، مسير خودتون رو ادامه مي ديد . وقتي كه دو قدم از آنها رد شديد دوباره پاي چپ را به همون حالت بالا آورده و مي كوبيد و به راهتون ادامه ميديد!25.gif حالا اگه در حال دويدن باشيد و ارشدي رو ديديد هم بايد همين كار رو بكنيد منتها ، وقتي به ايشان رسيديد از حالت دو به پياده روي تغيير حالت داده ، رد كه شديد دوباره دويدن رو شروع مي كنيد!!! حالا جالب قضيه اينه كه در يك مسير 200-300 متري هميشة خدا سه چهار تا فرمانده رو مي بينيد و بايد تمام اين حركات رو هم انجام بديد. حساب كنيد چه منظره خنده داري ميشه ! تازه شما كه تنها نيستيد! چند تا سرباز ديگه هم در همون لحظه در حال حركتند و اونا هم بايد اداي احترام كنند : تررق - تررق - ترررپ - ترروپ ... صداي پوتينه كه به زمين كوبيده مي شه 18.gif.

پوتين!

ج - مي خواهيد وارد دفتر مثلاً فرمانده، بشيد: اولاً كلاه رو بر مي داريد چون در زير سقف نبايد كلاه داشت! دوماْ در رو كه زديد و اجازه ورود دادند با پاي چپ يك ضربه رو به جلو  مي زنيد و پاي راست رو هم با ضربه اي ديگر كنار پاي چپ ، جفت مي كنيد. كلاه رو به دست چپ داده طوري كه نقاب ( يا پيشاني )كلاه رو به جلو باشه و حرفتونو رو مي زنيد.

در هنگام صحبت با ارشد اجازه نداريد از حركات دست استفاده كنيد! در هنگام صحبت با ارشد و در حين حركت ، حتما بايد در پشت ارشد و سمت چپ او باشيد ! در هنگام صحبت با ارشد نبايد دست در جيب كرد و گرنه جيبتان دوخته شده و  چند بار نگهباني تنبيهي نصيبتان مي شود! در هنگام ...

 

/ 37 نظر / 2 بازدید
نمایش نظرات قبلی
baran

ای ولا!!!!!!! خيلی حال ميده که! حاضرم يه چيزی دستی هم بدم که جامونو عوض کنيم. پاينده باشی سر باز !

زهرا

سلام . بالاخره يه جايی بايد وجود داشته باشه که حال اين آقايون يه کم گرفته شده D:

کیمیا

سلام...دور از جون تو ...دور از جون تو...ميگين اين شتريه که در خونه هر خري ميخوابه...تو کجا بودی ما تو منطقه يخ ميشکستيم . باهاش وضو ميگرفتيم.داداشششششششششششششششششش!!!!! (محض ریا جهت اطلاع !!!‌)‌اينا که چيزی نيست...غصه نخور پسه بخور...تا چشم رو هم بذاری تموم ميشه...حالا يکی تو پادگان ما اون موقع نوشته بود....خوار مادر چشم ما.....شد اما اين خدمت تموم نشد !‌:)) اياشاله که به زودی شرش کنده ميشه...

احسان

سلام سرکار. زير پرچمی هنوز؟

narges

سلام !غايب هميشه دحاضر !تمام مسيرها به سمت مشترک مورد نظر اشغال است !!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟:((

مهسا

برام جالبه خوندن اين مطالب.. چون ما که هيچوقت گذرمون به پادگان نمی افته

سید سینا موسوی

چه حالی داد بعد از اون همه سختی رفتی خدمت ....آی حال کردم ..آی حال کردم ...آی حال کردم که نگوووووووووووووووووووووووووووووووووووووو

هدی

وای :)) دلم براتون سوخت !!