نادر

Nadere ebrahimi

 emruz 16 khordad

dar sene 72 salegi az

donya raft . Ruhash

.... shad

یک sms  بود و یک خبر .

درگذشت قیصر را هم با sms متوجه شده بودم .

ناراحت شدم

...

گمانم سال 78 بود . مشکلی برایم پیش آمده بود . نامه ای تقریباً خصوصی برای استاد نوشتم و ضمناً اشاره کردم که جلسه بعد ، غایبم .

بعداً برایم گفتند که در آن جلسه ، نامه مرا در حضور بقیه خوانده بود .

ناراحت شدم *

...

آخر ترم اما ، نمره 20 داستان نویسی ،غیر منتظره بود.

...

یک عکس دسته جمعی و چند  تکیه کلام ، آیین نگارشی او  و  خاطره هایی کوتاه ، از دورانی کوتاه که با او بودیم ؛ یادگاری های من است .

روحش شاد!

* ( هنوز هم نقض حریم خصوصی ، ناراحتم می کند. من بدم یا خصلتی است برای عده ای ؟ )

/ 2 نظر / 7 بازدید
آقای سفیر

با سلام دوباره برگشتم . دير يا زود نمي دانم اما الان در وبلاگ چيزهايي مي نويسم . ارادتمند سالهاي دور آقاي سفير