كاردان و برره

هفت سنگ ويژه نامة جالبي در مورد برره تهيه و منتشر كرده به گونه اي كه كمتر جاي حرف و حديثي باقي گذاشته است.
   قصد دفاع و يا نقد - اين هم از خصوصيات فرهنگ ماست كه نقد را هميشه در معناي منفي مد نظر داريم و مجبوريم در مقابل ،از واژة دفاع و امثال آن استفاده كنيم!!- از مهران مديري و سبك كارش را ندارم .واقعيتش،حرفهاي داريوش كاردان در مصاحبه با همشهري جوان برايم قابل تأمل بود.
عصرهاي پنجشنبه اي را به ياد مي آورم كه نه شبكه هاي تلويزيوني اينقدر زياد شده بود و نه اينترنتي بود و نه... اما راديو برنامة جالبي داشت كه خستگي يك هفته را از تن بدر مي كرد.
كاردان در اين برنامه تقريباً همه كاره بود و چقدر هم خوب از پس آن بر مي آمد.با پر رنگ تر شدن طنز در تلويزيون و اقبال بيشتر مردم، كم كم برنامه هاي طنز راديو از آن شور و حال اوليه افتاد برنامة پر مخاطبي چون« صبح جمعه با شما » به سرنوشت ناخوشايندی دچار شد. در عوض برنامه هايي همچون طنزهاي نوروزي، 39 ، ساعت خوش و.... جا باز كردند و گروه هاي مختلفي دست به كار اراية برنامه هاي طنز شدند.پيشتر و در دهة شصت عباس محبي ، منوچهر نوذري و ... چهره بودند و جانعلي ، عبدلي ، آقاي شهروندي و ... از جمله شخصيتهاي نسبتاً معروف برنامه هاي طنز آن دوره به شمار مي آمدند. برنامه هايی كه موسيقي ريتميك و اشعار طنز يك پاي ثابت آن ها شده بود.
اما در اواسط دهة هفتاد گروه هاي جديدي وارد ماجرا شدند. مهران مديري ، مهران غفوريان ، رضا عطاران ، جواد رضويان و ... جوانترهايي بودند كه باعث نو آوري هايي در طنز تلويزيوني شدند... .
داريوش كاردان در مصاحبة خود ، به شدت برره و كارگردان آن را مورد حمله قرار داده است. او در صحبت هايش حرفهاي منصفانه اي هم زده اما آن چنان سخن رانده كه از شخصي با تجربة او ، دور از انتظار است.
شخصاً به برره انتقادهايي دارم و اين برنامه چندان مورد پسند من واقع نشده اما حرفهای آقای كاردان را هم نمي پذيرم .
از آنجا كه خود ايشان هم در مقولة طنز تلويزيوني وارد شده و از نزديك با قضايا آشناست بيان اين حرفها از جانب ايشان بعيد مي نمايد.
در نگاه اول چنان به نظرم آمد كه تمام انتقادهايي كه به برنامة طنز سه و نيم وارد است ، در مصاحبة ايشان به برره نسبت داده شده است.
كاردان از اعصاب خوردي ، كيفيت پايين و غير تلويزيوني بودن برره مي گويد در حالي كه سه و نيم بيشتر لايق صفات اين چنينی است!
كاردان اگر چه در راديو به خوبي عمل كرده اما اين دليلي بر موفقيتش در تلويزيون نيست.سه و نيم آن چنان دچار ضعف و به هم ريختگي است و گاهي چنان به مرز لودگي نزديك مي شود كه آدم را به فكر وا مي دارد: دليل ساخت و پخش چنين برنامه اي چيست ؟
سبكي كه كاردان كار مي كند و مي پسندد ديگر طالب چنداني ندارد و انتقادات و حرفهاي ايشان ، اين شائبه را بوجود مي آورد كه : در رقابت با مديري ، عقب مانده است !
يقيناً مخاطبي را كه برره جذب كرده ، سه ونيم  نمي تواند جذب كند.
همان اس ام اسي كه جناب كاردان به آن استناد كرده خود دليلي بر مقبوليت عمومي برره است و اين دقيقاً خلاف برداشت ايشان از اين گفته است كه: ”مردم و زمان بهترين غربال اند“.اگر چه به نظر من هم ، بيان برخي اصطلاحات ناپسند و ناصواب است اما تا وقتي برنامه اي بهتر و گيراتر ساخته نشود -چه بخواهيم و چه نخواهيم- مجبوريم با اين وضعيت بسازيم و كنار بياييم!

داريوش كاردان


برره پر از ايراد است و سواي لوكيشن و زماني كه داستان در آن مي گذرد،نوآوري چنداني ندارد و در قياس با پاورچين ضعيف تر به نظر مي رسد اما با اين حال در جايگاهي بالاتر از سه و نيم قرار دارد.
كاردان حرف قشنگي مي زند : حرف من اين است كه روي دوش آدم ها بيش از حد توانشان بار گذاشته ايم.
به نظر من كاملاً اين سخن درست است. چرا كه چنين حالتي باعث مي شود افراد ، خود را همه كاره ببينند.نتيجه آن مي شود فردي كه در عرصه ادبيات و راديو به موفقيت رسيده گمان دارد كه در جاهاي ديگر همچون تلويزيون هم مي تواند موفق باشد و وقتي به آن نمي رسد ،تلويحاً، ديگران را باعث اين عدم موفقيت دانسته، آن ها را به باد انتقاد و اعتراض می گيرد.
در جايي ديگر اشاره كرده اند كه  : «اصلاً چرا بايد حتماً هر شب، برنامة كمدي داشته باشيم؟ بهتر نيست بيشتر فكر كنيم و كمتر برنامه بسازيم؟» دقيقاً اين سوال را من از ايشان می پرسم : چه اصراري بر ساخت مجموعة طنز تلويزيوني داريد ، در حالي كه موفقيتي كسب نمي كنيد؟
شايد ايراد كاردان اين باشد كه خود را در همه عرصه ها وارد و كار بلد مي داند.اما واقعيت اين است كه كاردان راديويی ، كار ندان تلويزيوني است!

پ.ن : ۱-بازتاب انتقادات شديد داريوش كاردان از «شب هاي برره»
         ۲-  كاردان: حرف هايم را در مورد «شب هاي برره» پس نمي گيرم
         ۳- اظهار نظر ابراهيم نبوی در اين رابطه 
    

/ 18 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
mojdeh

سلام.ديگه به هيچ کدوم از اونايی که يه روز خوب کار ميکردن اعتمادی ندارن.برره فقط يه سرگرميه که به چيزی گير نديم .با اينکه هيچ وقت پاش نشستم و هميشه از دوست و آشنا وصفشو شنيدم.همين بس که بچه های کوچيک مثل اونا حرف ميزنن اين ديگه آخر بد آموزيه..

حميد اقا

نامرد سانسور چی!! مثلا خواستی برای داهات‌تون حفظ آبرو کنی؟! خوبيش اينه که وبلاگ منت رو دیگه نمی‌تونی سانسور کنی!!!

زهرا

خاک و چووک چه جسارتا !!!

راهي

سلام جيگر! اگه تو تلويزيون زشته اين حرفا، اينجا که مي شه گفت.

arshin

بی انکه سخن برانی گوش کن اينجا غزل عشق همی نوش کن بيجا تو مده دل به شقايق هرگز اينجا سخن از مهر فراموش کن

shabgard

سلام آقای کارگردان! من قبلا برای اين مطلب تان کامنت گذاشتم. از شما می خواهم اگر به روح اعتقاد داريد به وبلاگم سری بزنيد.(up کردم) باتشکر از خانواده ی رجبی، حراست، پخش، نودال و...

Pardis

کاردان اشتبای بزرگی کرد خيلی از محبوبيتش با اون حرفا کاسته شد

یاس

عيد اونايی که اينجا رو آپ نميکنن هم مبارک/ :)

رضا قاسمی

سلام فردوس جان عزيز دل برادر تو که خوب ميدانی چه قحط الرجالی است در عرصه برنامه سازی تو سيما.بعدش هم همين برنامه کمی تا قسمتی آب بندی شده شبهای برره ميدونی چه پولی رو ريخت تو جيب سازمان.هر ثانيه تيزر بين سريال برره ۳۵۰۰۰۰تومان . فکر کنم به طور متوسط بين ۵ تا ۷ دقيقه بين مجموعه تيزر ميرن تازه تيزر قبل از مجموعه هم هست وآقای کاردان هميشه تو راديو انسان قابل احترامی بوده