۱۳ بدر ۸ خرداد

1- بچه ها هنوز تو حال و هواي after effect  بودن و براي رفع خستگي داشتند نسيم وصل گوش مي کردند که يهو احساس کردم تو گهواره ام!
اولش محل نذاشتم. چون هميشه تا يه ماشين سنگين رد ميشه ساختمون به لرزه در مياد ، گذشته از اون چند روز پيش هم همين احساسو داشتم ولي انگار اين دفعه جدي بود! 19.gif
اول مجتبي ، بعد هم احمد و رضا دو تا دوتا به هم نگاه کرديم و بعد :

 زلزله!

 کلمه اي بود که بدون احساس خاصي يا فريادي تو اتاق شنيده شد. با يک يا ابوالفضل يا شايدم اسم يکي از ائمه؛ که يکي از بچه ها بازم کوتاه به زبان آورد.
من آروم خودم کشيدم زيرتخت! و مجتبي و احمد و رضا هم تو درگاه وايستادند. مثل افرادي که شوکه شده باشند. بدون کمترين ابراز احساس آنچناني! اصرار اونها باعث شد برم پيششون.کاري نميشه کرد. 5 طبقه بالاتر از سطح زمينيم و 3 طبقه ديگه هم بالاي سرمون!20.gif
 2- داريم چايي مي خوريم! ولي آشکارا استکانها و ليوانها تو دستامون مي لرزند. مجبوريم اعتراف کنيم: « خيلي ترسيديم»!
يکي از بچه ها سقف اتاقشو به بقيه نشون ميده : « اين ترک ها جديدن. قبلا نبودن!» و من هم عين اين گويي اين ها هم قبلا وجود نداشتند.20.gif
نگهباني به همه هشدار مي ده که : تا يک ساعت ديگه احتمال بازگشت و وقوع مجدد زلزله هست. هر چه زودتر ساختمونو تخليه کنين!
من و يکي ديگه از بچه ها که تجربه زلزله رو قبلا داشتيم٬ اولين کساني هستيم که از ساختمون مي زنيم بيرون!
3- پارک غلغله است. انگار 13 به دره!  واليبال و بدمينتون و گل کوچک و عده اي دور بلندگوهاي پارک تا آخرين اخبار رو از راديو پيام بشنوند.
دو جوان  گرم بدمينتونن :
- شنيدي زلزله اومد ؟
- نه ! کي ؟
- ...
و من متعجب که نکنه اينا از جايي ديگر آمده اند  که متوجه حداقل شلوغي غيرمنتظره اطرافشون نشدن!
4- بايد بيرون بخوابيم! فايده نداره! وگرنه مجبورم هي تلفن هاي مختلف و اصرارهاي والده مکرمه رو جواب بدم و چشم ، چشم کنم.
به برادرم زنگ مي زنم! با فرياد مي پرسد :

 زنده اي؟؟؟
شک مي کنم! نکند که من زنده نيستم؟!
5- فرهاد هم عزم اصفهان کرده. پس من تقريبا بي جا و مکان مي شوم. مجبورم من هم يه جايي برم!
ولي کاش مي شد امشب را تو پارک خوابيد. کاش يه هندي کمي چيزي دم دست بود. مي شد يه مستند خوب ساخت. کاش ...
فقط همين يه شايعه کافي بود : يه موسسه آمريکايي گفته امشب خطر جديه!
6- ساعت 11.30 ! پارک شده خوابگاه عمومي! کنار خيابان که جاي پارک به سحتي گير مياد.
منتظر تاکسي ميشيم. همه ماشينها تقريبا پرند! جواني که پشت پرايدي نشسته ترمز مي زند:
-تا آرژانتين مي رم !
- ممنون. ما هم مي ريم آرژانتين.
خدا خيرش بده! کرايه هم نمي گيرد.( يادمه بعد از زلزله بم هم ، مخصوصا روز اول، سوار تاکسي که مي شديد يه تفاوتي با بقيه روزا داشت!)
 خروجي تهران در کنار بولوار منتهي به ميدان جهاد، چادرهاي مسافرتي و ماشين هاي متعدد! ولي انگار پايين شهريها مجهز تر از بالا شهرياند.بالاي شهر اينقدر چادر ديده نمي شد.
7- ساعت 2.20 . کنار حرم حضرت معصومه (س) . سوار تاکسي مي شوم. عجب انصافي ! براي مسيري که 120 تومان کرايه اش مي شود ، 300 تومان مطالبه مي کند!
- ولي از 72 تن تا حرم 150 گرفت ازم !
- شبه ديگه! حالا جاي دو نفر شما رو سوار کردم (  ضمنا دو مسافر هم بين راه سوار کرده! ) به خاطر شما اومدم ديگه ( با لهجه ترکي بخوانيد)
- ولي اونم با يه مسافر تا حرم اومد !
- شبه ديگه!300 تومن
حوصله ندارم ! 300 تومان را مي دهم
- البته راضي باشين!
-...
فقط براي يه لحظه ياد راننده پرايد افتادم!

/ 22 نظر / 2 بازدید
نمایش نظرات قبلی
narges

سلام !چه عجب اينجا آپديت شد !کاش هيچ وقت دلی نلرزه !

maryam

سلام.چی بگم .هنوزم تا صندليم يه تکون کوچيک ميخوره فکر ميکنم زلزلست.خداييش هيچ وقت فکر نميکردم اين قدر از مرگ ميترسم.خدا قسمت نکنه ديگه.

گاه تنهايي

سلام...بابا چرا همه ترسيدن...!آدم که يک جون بيشتر نداره.يا حق...يا علی.

ladan

سلام...والله ميدونين که من موقع زلزله تهران نبودم و مشهد بودم...يه روز با تهران تنهاتون گذاشتما،چقده شلوغ کردين...حالا ديگه راحت باشين...من باشم زلزله جرات نداره آفتابی بشه...اما شايد تکونهای زلزله ما تهرانيها رو کمی تکون بده و بخودمون بيايم ...

مرتیا

ببینم زنده ای؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

Hodak

:))))))))))) جای من خالی ... عجيب با اين جور چيزا من کيف می کنم :ي !!!

sanam

در مورد زلزله توی وبلاگ نوشتم... بيا پيشم... کاش دلامون هيچ وقت نلرزه...

راهي

مجبورم يه کلاس عرفان واست بذارم! ؛) البته با کمک دستيارم گاه تنهايی...چون وقتی زلزله اومده بود و همه پريشان بودن من و اون داشتيم می خنديديم...

كومچولو

حالا راضی بودید يا نه؟ من مخم هنگ کرد فقط تا پايان لرزه به زمين خيره بودم

elly

dast-ha bala,kifet payin, harchi dari beriz zamin. ALBATEH razi bashin lolooooooooooooool.