11 خرداد

امروز زادروز پدر بود

زنگ زدم به گوشی بابا

صدایی آمد : " دستگاه مشترک مورد نظر خاموش می باشد لطفاً بعداً تماس بگیرید"

....

کدام بعداً ؟

می دانم که دیگر

صدای گرم و جاندار بابا را از آن گوشی نخواهم شنید...

تولدت مبارک بابا ، امسال روز پدر را سخت گذراندم ، سخت سخت ...

 

 

 

 مگر به خواب ببینم که در کنار منست

 

رب هب لی الصبر و ارفع درجاته
شادی روح درگذشتگان همه ، صلوات

 

/ 4 نظر / 8 بازدید
زینب

خیلی دلم گرفت از خوندن این مطلب. تسلیت می گم.

fardis

سلام خیلی ناراحت شدم و شوکه شدم توقع خوندن چنین مطلبی رو نداشتم. تسلیت میگم. ایشاا.. غم اخرتون باشه.روحش شاد.

هرزه

یاد پدر بزرگ بخیر! ، بعد فوت پدرم نزدیک به 6ماه اصلا نخندیدم، یادمه یه شب خونه خاله رفته بودیم همه میخندیدند و من فقط نگاه نقشه خانه میکردم و صورت آبدیده روز به روز سخت تر میشد. بعد رفتیم به باغ بابا بزرگ بهم گفتند :بابا جون من اگه بمیرم تو اخمت رو باز میکنی؟! دلم شکست دیگه طاقت درد نداشتم از فرداش به خودم سر و سامانی دادم . به درسم سر و سامون دادم بعدش هم وقتی ازدواج کردم بابا بزرگ دوباره شب ازدواج بهم گفتم ماییم. وقتی روز دوم عید بهشون زنگ زدم پدر بزرگ گفتن بابا نمیخوای ما رو ببینی! دلم آتیش گرفت این چمله رو دفعه آخری بابا پدرم صحبت کردم شنیدم بودم. بابابزرگ اگه من بمیرم یه دفعه به خوابم میاید؟!! خدا رحمتتون کنه