يادمان

صدايي كه زير آوار ماند

مرحوم بسطامي

بشنويدflash

گل پونه های وحشی دشت امیدم
وقت سحر شد
خاموشی شب رفت فردایی دگر شد
من مانده ام تنهای تنها
من مانده ام تنها میان سیل غمها

گل پونه ها نا مهربانی آتشم زد آتشم زد
گل پونه ها بی همزبانی آتشم زد
می خواهم اکنون تا سحر گاهان بنالم
افسرده ام دیوانه ام آزرده جانم

خدايش رحمت كناد

/ 9 نظر / 2 بازدید
فائزه

و شايد صدايی که در زير آوار به عرش رسيد!!!

آرش ...

يک نفس با ما نشستی خانه بوی گل گرفت... خانه ات آباد کين ويرانه بوی گل گرفت// از پريشانی گويي ام ديدی پريشان خاطرم...زلف خود را شانه کردی شانه بوی گل گرفت/// عشق بالید و جنون گل کرد و افسون خیمه زد...تا به صحرای جنون افسانه بوی گل گرفت !

پرهام

خدايش رحمت کناد...وقتی جهل بيداد می کنه، معلومه که حتی جانها هم مفت می شه...جسارتا! آدرس اين فلش رو اشتباه وارد کرديد(فکر کنم)! به جای http نوشتید https...شاد و خرم باشید

محمد افقری

وبلاگ خوبي داريد . ميتونيم تبادل لينک يا لوگو داشته باشيم ؟ لوگوي من اينه :

عليرضا

سلام...خدا همه رفتگان شما و ما را رحمت كند....خوشحال مي شوم سري هم به وب من بزنيد...هميشه شاد و موفق باشيد...التماس دعا و در پناه خدا.

اژدر دل انگيز

سلام نازيلاي من ! ياد صدای دل انگيزت افتادم که توی قطار برامون می‌خوندی . چه شب خاطره انگيزی بود . واقعا اين نوشته و يادآوری اون صدای قشنگ ، به يادم آورد که بالاخره همگی رفتنی هستيم و مرگ حق است . خدايش رحمت كناد

نقدعلی

سلام. شرمنده بابت بی معرفتی من و ممنون از لطف تو. قالب جديد خوشگل تر است. پير شويد به پای هم...راستی صبا ؟